چهل روزه نه میشناسمتون نه دیدمتون نه اصن میدونم رویاهاتون چی | اغوا؛
چهل روزه نه میشناسمتون نه دیدمتون نه اصن میدونم رویاهاتون چیبود ولی خُب من به عزاتون نشستم ؛ حقیقت هر عکسی از شما میبینم انگار جیگرم خون میاد ، هر صدایی از شما پخش میشه انگار سرم میدون جنگ میشه اصن هر فیلمی که از شما بیرون میادا انگار تو چشام کل اَبرای ایران میبارن چهل روزه که شُدید داغ رو دل ایران ، شُدید دلیل پیرهن مشکی که هیچکس نمیتونه این رَخت عزارو از تن اینهمه عزادار دربیاره ؛ خُب دور جوونیتون بگردم شما شُدید دردی که هیچ درمونی نداره…